تبلیغات
هفت سپهر - حضرت هود
 
هفت سپهر
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
چهارشنبه 8 بهمن 1393 :: نویسنده : سید محمد حسینی

حضرت هود  علیه السلام

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

مقدمه

همه تاریخ نویسان، اعراب را از جنبه قدمتِ تاریخى به سه طبقه تقسیم كرده ‏اند :

1. عرب بائده       2. عرب عاربه             3. عرب مستعربه

 

عرب بائده ، اقوام بسیار زیادى بودند از جمله "عاد" و "ثمود".

قوم "عاد" از نسل "عاد بن عوص بن ارم" بود و قوم "ثمود" از نسل "ثمود بن جاثر بن ارم" و "ارم" ، پسر ِ"سام بن نوح" [نوّه پسرى نوح‏] محسوب مى ‏شوند.

به دلیل اینكه آنها منقرض گشته و به هلاكت رسیده ‏اند و كسى از آنان باقى نمانده، آنها را "بائده"نامیده ‏اند، همان گونه كه "عاد" و "ثمود" را "عاربه" گفته ‏اند، چون به خُلق و خوى اعراب درآمدند.

 

قوم "عاد"

مورّخان، قوم "عاد" را دو طبقه دانسته ‏اند: "عاد اول" و "عاد دوم".

"عاد اول"، از حیث نیرو و قدرت، از بزرگ‏ترین امّت ‏ها به شمار آمده و از طوایفى افزون بر هزار قبیله تشكیل یافته ‏بود. قرآن به ماجراى آنها این‏گونه اشاره مى ‏كند:

وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عادَاً الأُولى‏ (50) وَثَمُودَاْ فَما أَبْقى (51)

خداوند، عاد ِاول را هلاك ساخت(50) و از ثمود كسى را باقى نگذاشت(51)

سوره مباركه نجم؛ آیات 50 و 51

 

خداى سُبحان، براى قوم "عاد" پیامبرى از خودشان برانگیخت به نام "هود" كه از جنبه نَسَب به "عبدالله بن رباح بن خلود بن عاد بن عوص بن ارم" مى ‏رسید و "خلود"، نام یكى از قبایل "عاد" بود كه برخى از تاریخ نگاران آنها را یازده قبیله دانسته‏ اند.

هم‏چنان كه خداوند، حضرت صالحعلیه السلام را از میان قوم "ثمود" برانگیخت كه از نسل "صالح بن عبید بن اسف بن ماسخ بن عبید بن خادر بن ثمود بن جاثر بن ارم" است.

 

محل سكونت عاد و خدایان آنها

از قرآن مى ‏توان استناده كرد كه محل سكونت "عاد" در أحقاف بوده است. خداى متعال فرموده است:

وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیم (21)

(سرگذشت هود) برادر قوم عاد را یاد كن، آن زمان كه قومش را در سرزمین ِ"احقاف" بیم داد در حالى كه پیامبران زیادى قبل از او در گذشته‏ هاى دور و نزدیك آمده بودند كه: جز خداى یگانه را نپرستید! (و گفت:) من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى ‏ترسم(21)

سوره مباركه أحقاف؛ آیه 21

 

سرزمین أحقاف

أحقاف در لغت جمع حِقْف، به معناى "شن و ماسه" است و در قرآن كریم به عنوان نام ِ سرزمینی نام برده شده است، اما جاى آن را مشخص نكرده است. مورّخان براین عقیده ‏اند كه این سرزمین بین یمن و عمان تا حضرموت و شِحر (منطقه‏ اى در ساحل اقیانوس هند از سمت یمن) بوده است.

 

سرزمین اِرم

قوم "عاد" شهرى را به نام "ارم" بنا نهاد و این همان است كه در قرآن از آن یاد شده است:

أَلَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ (6) إِرَمَ ذاتِ العِمادِ (7)

آیا ندیدى پروردگارت با قوم "عاد" چه كرد؟ (6) و با آن شهر "ارم‏" باعظمت(7)

سوره مباركه فجر؛ آیات 6 و 7

 

باستان ‏شناسان با حفّارى ‏هاى زیادى كه انجام داده ‏اند، براین اعتقادند كه "ارم" همان كوه "رُم" است كه در حد فاصل 25 مایلى شرق ِخلیج عَقَبه واقع شده و در كنار این كوه ، آثارى از زمانهاى گذشته و دور یافت شده است. طبق نقل واقعه ‏نگاران در كتاب تاریخ طبری جلد یكم ، قوم عاد سه‏ نوع بُت را به نام‏ هاى : صداء، صمود و هباء مى ‏پرستیدند.

قوم هود: دعوت به حق

هود علیه السلام قوم خود را به پرستش خداى یگانه و ترك بت ‏پرستى دعوت كرد؛ زیرا آن را تنها راه رهایى از عذاب قیامت مى ‏دانست:

وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إلهٍ غَیْرُهُ أَفَلا تَتَّقُونَ (65)

و به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم. وى گفت: اى قوم، خدا را بپرستید و معبودى جز او ندارید، آیا پرهیزكار خواهید شد(65)

سوره مباركه اعراف، آیه 65

 

وَاذكُرْ أَخا عادٍ إِذ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالأَحْقافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلّا تَعْبُدُوا إِلّا اللَّهَ إِنِّى أَخافُ عَلَیْكُمْ عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (21)

برادرت هود، پیامبر "عاد" را یاد كن كه قوم خود را در سرزمین أحقاف از كیفر خدا بیم داد و قبل و بعد از او نیز بیم دهندگانى بوده ‏اند.

او به قومش گفت: جز خدا را پرستش نكنید، چرا كه من از عذاب روز قیامت بر شما بیمناكم (21)

سوره مباركه أحقاف؛ آیه 21

 

به ‏علاوه، قوم عاد، بُت ‏ها را شریكان خدا مى ‏دانستند كه در پیشگاه وى از آنها شفاعت كنند و هود علیه السلام بدان‏ها فرمود: "شما دروغ مى ‏گویید، جز خداى یگانه كسى سزاوار پرستش نیست".

وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلّا مُفْتَرُون (50)

و برادرشان هود را به سوى قوم(عاد) فرستادیم. وى گفت: اى قوم، خدا را پرستش نمایید و شما معبودى غیر از او ندارید

[آنچه مى ‏گویید] دروغ و ناصواب است (50)

سوره مباركه هود؛ آیه 50

 

این دعوت تا چه اندازه در قوم "عاد" مؤثر واقع شد؟

 آنان هودعلیه السلام را تحقیر كرده و او را بى ‏مقدار شمردند و نسبت نادانى و سبك مغزى و دروغ به وى دادند، ولى هود علیه السلام با تأكید بر اینكه فرستاده ی خداى جهانیان است و جز خیرخواهى آنان منظورى ندارد، این نسبت‏ هاى ناروا را از خود نفى كرد:

 

قالَ المَلَأُ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنّا لَنَراكَ فِى سَفاهَةٍ وَإِنّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الكاذِبِینَ (66) قالَ یا قَوْمِ لَیْسَ بِى سَفاهَةٌ

وَلكِنِّى رَسُولٌ مِنْ رَبِّ العالَمِینَ (67) اُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّى وَأَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِینٌ (68)

آن گروه از قوم او كه كفر ورزیدند بدو گفتند: تو به نظر ما فردى نادان و دروغگو هستى(66) او گفت: اى قوم، من نادان نیستم،

بلكه فرستاده ‏اى از سوى خداى جهانیانم(67) دستورات پروردگارم را به شما مى ‏رسانم و برایتان فردى خیرخواه و درستكارم(68)

سوره مباركه أعراف؛ آیات 66 تا 68

 

 

یادآورى نعمت‏ هاى خدا

هود علیه السلام دعوت خویش را پى گرفت و با یادآورى نعمت‏ هاى خدا براى قوم خود، سعى كرد آنها را قانع ساخته و به راه راست باز گرداند؛ از این رو فرمود:" آیا براى شما شگفت‏ آور است كه خداوند شما را با زبان فردى از میان خودتان ارشاد و راهنمایى كند تا شما را از عاقبتِ نافرجامى كه در اثر گمراهى ‏تان در انتظار شماست، برحذر دارد؟ آیا به یاد نمى ‏آورید كه خداوند پس از قوم نوح كه در اثر گناهانشان به هلاكت رسیدند، شما را وارثان زمین قرار داد و به شما نیروى جسمى بخشید و حاكمیت و قدرت داد. شما باید خدا را بر این نعمت شكر و سپاس گفته و بدو ایمان آورید، نه كفر بورزید. پند و اندرز من به شما این است كه لطف خدا را درباره خویش یادآور شوید تا به سعادتِ دنیا و آخرت نائل گردید.

أَوَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى‏ رَجُلٍ مِنْكُمْ لِیُنْذِرَكُمْ وَاذكُرُوا إِذ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزادَكُمْ فِى الخَلْقِ بَسْطَةً

 فَاذكُرُوا آلاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(69)

آیا تعجب كردید كه رسالتى از سوى خدا توسط فردى از خودتان بر شما وارد شود، تا از عذاب خدا بیمتان دهد. به یاد آرید زمانى را كه خداوند شما را پس از قوم نوح جانشین روى زمین قرار داد و قدرت شما را افزایش داد، بنابراین نعمت‏ هاى خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید(69)

سوره مباركه أعراف؛ آیه 69

 

ولى قوم هود خدا را به خاطر نعمت ‏هاى وى سپاس نگفتند، بلكه در لذایذ مادّى غوطه ‏ور شده و گرفتار تكبّر و خودبینى شدند. هود علیه السلام  بدان‏ها گفت: چرا براى مباهات و بیهوده ‏گرى بر هر بلندى، بنایى سربه فلك كشیده ساخته و مانند كسانى كه مى ‏خواهند همیشه زنده بمانند، كاخ‏ هایى در كمال شكوه و جلال بنا مى ‏كنید و چون ستمگران بدرفتارى نموده و آنگاه كه خشمگین مى ‏شوید، بر كسى رحم نمى ‏كنید، همه این امور را چون مغروران با خشونت انجام مى ‏دهید، از خدا بترسید و به دستورات او عمل كنید و از من كه براى هدایت شما آمده ‏ام، اطاعت كنید. اى قوم! از خدایى كه نعمت ‏هاى فراوان، مانند فرزندان و احشام و باغ ‏ها و نهرها به شما بخشیده، بپرهیزید و نعمت ‏هاى او را با كفران و ناسپاسى و كبر و نخوت پاسخ ندهید؛ زیرا در این صورت عذاب خدا بر شما فرود خواهد آمد و شما را به هلاكت مى ‏رساند.

أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِیعٍ آیَةً تَعْبَثُونَ(128) وَتَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ (129) وَإِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبّارِینَ (130) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (131) وَاتَّقُوا الَّذِى أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ (132) أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَبَنِینَ (133)وَجَنّاتٍ وَعُیُونٍ (134) إِنِّى أَخافُ عَلَیْكُمْ عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ(135)

آیا شما بر هر مكان مرتفعى نشانه‏ اى از روى هوا و هوس مى ‏سازید (128) و قصرها و قلعه ‏هاى زیبا و محكم بنا مى ‏كنید شاید در دنیا جاودانه بمانید (129) و هنگامى كه كسى را مجازات مى ‏كنید همچون جباران كیفر مى ‏دهید(130) پس تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید (131) و از {نافرمانى} خدایى بپرهیزید كه شما را به نعمت هایى كه مى ‏دانید امداد كرده (131) شما را به چهارپایان و نیز پسران {لایق و برومند} امداد فرموده (133) همچنین به باغ ها و چشمه ‏ها (134) {اگر كفران كنید} من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى ‏ترسم(135)

سوره مباركه شعراء؛ آیات 128تا 135

 

مناقشه با بُت ‏پرستان

قبیله "عاد" تسلیم دعوت "هود" نشد و سران آن قبیله بر بُت ‏پرستى خود پافشارى كرده و خطاب به هود گفتند: "تو برهانِ روشنى بر صحّت آنچه ما را بدان فرا مى ‏خوانى نیاوردى، بنابراین ما دست از پرستش خدایان خود برنمى ‏داریم و تو را راستگو نمى ‏دانیم و تصوّر ما این است كه برخى از خدایان ما تو را آسیب رسانده ‏اند، از این رو سخنان بیهوده بر زبان مى ‏آورى. هود، در پاسخ آنان گفت:

"به راستى و صداقتِ آنچه مى ‏گویم خدا را گواه مى ‏گیرم و شاهد باشید كه من از شرّ كسى كه بدان پاى بندید، بیزارم. شما و خدایانتان همدست شوید و براى من توطئه كنید و اگر قادر هستید لحظه ‏اى كیفرم را تأخیر نیندازید، من از توطئه شما ترس و واهمه ‏اى ندارم؛ زیرا متّكى به خدا هستم و امور من و شما و همه موجوداتِ زنده، به دست اوست و هر گونه بخواهد عمل مى ‏كند، و كارهاى الهى به شیوه حق و عدالت جریان دارد. اگر از دعوتِ من سر برتافتید، این سرپیچى به زیان من نیست، چرا كه من آنچه را بدان مأمور بودم به شما ابلاغ كردم.خداوند مى ‏تواند شما را به هلاكت رسانده و گروهى غیر از شما را روى كار آورد كه جایگزین شما در شهر و دیارتان باشند؛ زیرا پروردگار من بر هر چیزى قدرت و استیلا دارد".

قالُوا یا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَیِّنَةٍ وَما نَحْنُ بِتارِكِى آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِینَ (53) إنْ نَقُولُ إِلّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّى أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّى بَرِىّ‏ءٌ مِمّا تُشْرِكُونَ(54) مِنْ دُونِهِ فَكِیدُونِى جَمِیعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ (55) إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلىَ اللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُمْ ما مِنْ دابَّةٍ إِلّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّى عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (56) فَإِنَ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْكُمْ وَیَسْتَخْلِفُ رَبِّى قَوْماً غَیْرَكُمْ وَلا تَضُرُّونَهُ شَیْئاً إِنَّ رَبِّى عَلى‏ كُلِّ شَى‏ءٍ حَفِیظٌ (57)

قوم هود گفتند: اى هود، تو دلیل و برهان براى ما نیاوردى و ما با گفته تو، دست از خدایانِ خود برنمى ‏داریم و به تو نخواهیم گروید (53) برخى از خدایان ما تو را آسیب رسانده‏ اند. وى گفت: خدا را گواه مى ‏گیرم و شما نیز گواه باشید كه من از معبودهاى غیر خدا بیزارم (54) همه شما برایم توطئه كنید و مهلتم ندهید (55) من بر خداى خود و شما توكّل كردم، خدایى كه هر موجودى در اختیار اوست، راه راست از آنِ خداوند است(56) اگر روگردان شوید، من آنچه را بدان مأمور بودم به شما رساندم و خداوند، دیگران را جایگزین شما خواهد گرداند، و زیانى هم به او نمى ‏رسانید، پروردگارم بر هر چیزى قدرت دارد (57)

سوره مباركه هود؛ آیات 53 تا 57

 

علاوه براین؛ قوم عاد، هود علیه السلام را رنجیده خاطر كردند و با وجودِ دعوت و پند و اندرزهاى بسیار وى، دعوتش را رد كردند و دست از پرستش خدایانشان برنداشتند و به خدایى كه "هود" آنها را بدان فرا مى ‏خواند، نگرویدند و او را به مبارزه طلبیدند تا تهدیدها و كیفرهایى را كه وعده داده بود، بر آنها وارد سازد . اینجا بود كه حضرت "هود" بدانان فرمود: "خشم و غضب الهى قطعاً بر شما وارد خواهد شد. در انتظار عذاب الهى باشید و من نیز در انتظار خواهم بود".

قالُوا أَجِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ ما كانَ یَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ(70) قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَیْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجادِلُونَنِى فِى أَسْماءٍ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ مانَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّى مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظِرِینَ(71)

گفتند: آیا آمده ‏اى به ما بگویى خداى یگانه را بپرستیم و از آنچه پدرانمان مى ‏پرستیدند دست برداریم!؟ اگر راست مى ‏گویى عذابى را كه بر ما وعده كردى برما بفرست (70) هود گفت: خشم و غضب الهى قطعاً بر شما وارد خواهد شد. آیا شما در یك سلسله نام‏ هایى كه خود و پدرانتان نام‏گذارى كردید، با من بحث و مناقشه مى ‏كنید؟ خداوند هیچ گونه قدرتى به آنها نداده، بنابراین منتظر عذاب الهى باشید و من نیز با شما در انتظار خواهم بود (71)

سوره مباركه أعراف؛ آیات 70 و 71

 

دعوت به توبه

پس از آن‏كه هود علیه السلام قوم خود را هدایت و ارشاد نمود و آنها سر برتافتند، مدت سه سال باران از آنها قطع گردید و این خود هشدارى بود كه عذاب آنها نزدیك است. در همین فرصت نیز هود علیه السلام به پند و اندرز قوم خود مى ‏پرداخت و بدان‏ها مى‏ گفت: "از خداى خود بخواهید كه گناهان گذشته شما را بیامرزد و با توبه كردن به سوى او بازگردید، اگر شما این كار را انجام دهید، خداوند بارانِ پى‏ در پى برایتان خواهد فرستاد و نعمت‏ هاى شما فراوان مى‏ گردد، همان گونه كه بر قدرت و توان شما افزود. زنهار كه از دعوت من نافرمانى كنید و بر كفر و اعمال ناروا پافشارى و اصرار ورزید".

 

وَیا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَیَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ (52)

اى قوم، از خداى خویش آمرزش بخواهید و سپس به پیشگاه او توبه نمایید[در این صورت‏] بر شما باران رحمت فرو مى ‏فرستد

و قدرت شما را فزونى مى ‏بخشد، و گردِ گناه نگردید (52)

 سوره مباركه هود؛ آیه 52

 

 

پس از سه سال قطع باران بر قوم هود و پس از آنكه آنان رسالتِ پیامبر خود را انكار كرده و به كفر و سركشى خود ادامه دادند، فرمان خداوند تعلّق گرفت كه بر آنها عذاب نازل شود و خداوند، هود علیه السلام و همراهان مؤمن او را از عذاب رهانید، و گنهكاران را به هلاكت رسانید:

 

وَلَمّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا هُوداً وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّا وَنَجَّیْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِیظٍ (58)

و آنگاه كه فرمان ما صادر شد، هود و مؤمنین همراه وى را با لطف خویش نجات دادیم و آنها را از عذاب سخت رهانیدیم (58)

 

سوره مباركه هود؛ آیه 58

 

 

ولى قرآن چگونگى نجات هود علیه السلام را براى ما روشن نساخته است. به نقل از كتاب "اخبار مكّه" نوشته ازرقى، جلد یكم، برخى از مورّخین مى ‏گویند: "نجات هود به این شكل بود كه وى پس از آنكه از پذیرش دعوت خود از ناحیه مردم مأیوس و نا امید گشت، از قوم خود كناره گرفت و به همراهى مؤمنانى كه با او بودند، رهسپار مكّه شد و مدتى در آنجا زندگى كرد و سرانجام در همانجا از دنیا رفت و به خاك سپرده شد".

 

هلاكت كافران

خداى سبحان بادى بسیار شدید بر قوم عاد مسلط گرداند كه هفت شبانه ‏روز پى ‏در پى برآنان وزیدن گرفت و همان‏گونه كه درخت نخل میان تهى از ریشه كنده مى ‏شود، بدن‏ هاى آنان از جا كنده شده و بر زمین كوبیده مى ‏شد و بدین سان به هلاكت رسیدند و بدن‏ هایشان قطعه قطعه گردید و همگى نابود شدند و یكى هم از آنان باقى نماند، به گونه‏ اى كه فرداى آن روز جز خانه ‏هایشان چیزى دیده نمى‏ شد.

خداى متعال فرمود:

 

وَأَمّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عاتِیَةٍ(6) سَخَّرَها عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیالٍ وَثَمانِیَةَ أَیّامٍ حُسُوماً فَتَرى‏ القَوْمَ فِیها صَرْعى‏ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِیَةٍ (7)

فَهَلْ تَرى‏ لَهُمْ مِنْ باقِیَةٍ (8)

و اما قوم عاد با تند بادى طغیانگر و سرد و پر صدا به هلاكت رسیدند (۶) ]خداوند[ این تند باد بنیان‏ كن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مى ‏دیدى كه آن قوم همچون تنه‏ هاى پوسیده و تو خالى درختان نخل، در میان این تند باد روى زمین افتاده و هلاك شده ‏اند (7) آیا كسى از آنها را باقى مى ‏بینى؟ (8)

سوره مباركه حاقه؛ آیات 6 تا 8

 

و نیز فرمود:

 

وَفِى عادٍ إِذا أَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الرِّیحَ الْعَقِیمَ (41)ما تَذَرُ مِنْ شَى‏ءٍ أَتَت عَلَیْهِ إِلّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِیمِ(42)

و بر قوم عاد تند بادى هلاك‏ كننده فرستادیم (41) آن باد بر هر چه مى ‏وزید، آن را چون استخوان پوسیده قرار مى ‏داد (42)






نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت هود،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید محمد حسینی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :